بدون عنوان
چند روز پیش رفته بودی تو ی اتاق خواب اونروز دیدم رفتی تو اتاق خواب و از اونجاییکه کلی کار داشتم و تو آشپزخونه مشغول بودم سراغت نیومدم چند دقیقه ای گذشت دیدم هیچ صدایی ازت نمیاد رفتم که دیدم بعلههه اومدی وسایل آرایش منو برداشتی و به صورتت کشیدی نمی دونستم با دیدن این صحنه بخندم یا دعوات کنم
اینم یه چشمه از شیطونیات



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
